أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

140

قانون ( فارسى )

6 - شايد بخارها در مغز باشند ، اما نه در گوهر مغز به وجود آمده‌اند و نه از قديم در آن جمع شده باشند ، بلكه از جاى ديگرى به سوى مغز بالا آيند و همين‌كه به مغز رسيدند اين حالت را به وجود آورند . الف - حال اگر اين بخارهاى محرك روان در مغز در گدارهاى پى باشند ، بدان كه از معده آمده‌اند . چه هرگاه معده و مثانه و رحم و حجاب به مرضهايى گرفتار آيند مراره در معده پيدا مىشود . ب - يا اينكه خلطهاى داخل معده به حركت درآمده‌اند و سبب بخار شده‌اند . اكثرا اين حالت را بايد از معده دانست و در درجهء دوم رحمى كه زائده‌ها را در خود مىپذيرد مسئول است . ج - ممكن است بخارهاى بالا رفته به سوى مغز در وريدها و شريانهاى ناپيدا و پيدا جاى گرفته است . مادهء بخار نامبرده ممكن است صفرايى باشد و ممكن است بلغمى باشد . سرگيجه‌اى كه از بلغم است به صرع شباهت زياد دارد . 7 - ممكن است سرگيجه و سراسيمگى از ماده‌اى نباشد كه به مغز برسد بلكه از آزارى سرزند كه مغز را در بر مىگيرد . مثلا در شكم تهى بودن و گرسنگى بعضى مردم دچار سرگيجه مىشوند . آنها كسانى هستند كه هيچ تحمل گرسنگى ندارند كه در اين صورت دهانهء معده آزار بيند و مغز نيز از اين آزار سهمى برد . 8 - شايد از بحران و چرخش زياد و پىدرپى ، بيمارى سرگيجه و سراسيمگى پيدا شود كه اين حالت براى سالخوردگان آژير سكته باشد . 9 - شايد بعد از تخدير شدن اندامى كه تخديرش دست‌بردار نيست ، سرگيجه پيدا شود . گاهى روى مىدهد كه سردرد سرگيجه را از بين مىبرد . و گاهى برعكس سرگيجه سردرد را شفا مىدهد . نشانهء انواع سرگيجه 1 - اگر انگيزه ، چرخش انسان به دور خود ، يا از نگاه كردن به چيزهاى چرخنده يا براق و روشنىبخش يا بلند است ، خودبه‌خود معلوم است . هم‌چنين اگر ضربت خوردن و افتادن سبب باشد آشكار است . 2 - اگر سبب ، جمع شدن بخارهاى سابق در مغز است ، يا بخارها در خود مغز به وجود آمده‌اند ، بيمارى سرگيجه هميشگى است . نه پيرو بيماريها است كه بر اندامان وارد مىآيند نه در حالت سير شدن هيجان دارد و نه در گرسنگى آرامش مىيابد . ممكن است قبل از سرگيجه به سردرد گرفتار آيند و صداها و وزوز حس كنند و سرشان سنگينى كند و تيرگى ديدشان ثابت باشد و در ساير حواس حتى در چشايى و بويايى كوتاه آيند و به زحمت بو كنند ، شريانهاى جلو به تپش شديد افتند . 3 - اگر از خلطى باشد كه در مغز است يا در غير مغز ، و چنان است كه بخارهاى بلغمى را برمىانگيزد ، علامتش : سرگرانى ، ترس ، خواب زياد ، تنبلى در حركت است علامتهاى چنين